تبليغاتX
من لال - "دریازاده گی"

 

1

مثل کسی که از زیارت دریا برگشته باشد

ماهی هامان خیس

با شمع روشنی

این خط را بگیر و برو

از این دریا به اقیانوس من قدم بگذار

به بوسه ای آسان می شود

رستگاری در ترمینال جنوب.

 

2

بی ابرها هوا را تر کرده اند

ماهی های پر درآورده ای که در شرجی شناورند

دهن از تنفس دهانت اگر بردارم

هوا به دشمنی ام خواهد مرد

                             جدای تو

در این اتاق های بی هوازی

ناچارم از ریه هایی دو گانه سوز

گاه آدمم/پری دریایی

جای تو که نفس می کشم

                                      ماهی

 

3

در ما کولیانی به کوچ دم به دم

گاه به گرمای در همیده گی که برف ها را آب می کند

گاه به خنکای سطح با شب خوابیده ی پوست

گاه به اعتدال جهان بین دو دست

یک روز هم هوا گرم و خشک باشد اگر

                   بی چتر به بارانی ات خواهیم رفت.

 

4

در کوچه های کوچک بن بست

به قهر خدا خراب می شود

هر ارتفاعی که پی بگذاریم

پس به سلامتی سکوت جامی به جام خدا می پیچانیم

و از هر بار تماس زبانهامان

کلمه ای تازه زاده

آمُخته ی حرارت لبهامان

آمیخته ی آب دهان و نفس

آویخته ی پیچیدگی بدن های مرتفع

                                            "کلما"

 

5

به راه که رفته دلم می گیرد

دلم در مشت بسته ام تنگ است

بر صندلی کناری اتوبوس

چطور از خم جاده همسفری بتراشم

که بیش و کم شبیه تو باشد؟

 

6

خوابی سبک برای غرق شدن کافیست

با موجهای حاشیه ی بوشهر

رفتیم و رفتیم رقصان

منگ آخرین تانگو

در کافه های مثالی پاریس.

 

7مهر86

 

 

خارج ازمتن:

از این بعد تنها پیامهایی که در رابطه با شعر باشند در صفحه ی کامنت ها نمایش داده می شوند.سایر پیامها به سمع و نظر شخص خودم خواهند رسید و نه هیچ غیری(تنها به نظر البته!)...باشد که پیشرفتی حاصل شود.

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 12:26 توسط سیما بازیار |